من اسیر واژه محبتم ، خالی از کینه دل و حسادتم

عاشق دست های با رفاقتم ، زندگی اینجوری داده عادتم . . .


روزم خوش است ، چراکه برای تو میخوانم

شبم خوش است ، چراکه برای من میخوانی

روزگارم خوش نیست ، چراکه باهم نمیخوانیم . . .






غمناک ترین ناله دلم ، بهانه دیدن توست ، تو بگو با دل بی قرارم چه کنم ؟




گریه کن ای ابرک من همچون ستاره بر زمین

روز میلاد مرا در شب بی سحر ببین . . .



عشق است در فال همه ، جز من که دارم واهمه . . .



در ان زمان که وفا قصه برف و تابستان است ، و صداقت گل نایابی است

به چه کسی باید گفت ، با تو خوشبخت ترین انسانم . . . ؟





کاش میشد همچو آواز خوش یک "دوره گرد"

زندگی را بار دیگر ، دوره کرد . . .





بعد تو دگر هستی ما پا نگرفت   /   بعد از تو کسی در دل ما جا نگرفت

در کلبه تنهائی خود پوسیدم    /     بعد از تو کسی سراغ ما را نگرفت . . .



گر تو را با ما تعلق نیست ، مارا شوق هست

گر تو را بی ما صبوری هست ، ما را تاب نیست . . .




زندگی در گذر حادثه هاست ، گاه تلخ است و گهی شیرین است

دل ما در پس این تلخی و شیرینی هاست ، صاف و صادق بماند زیباست . . .




من غروب غم انگیز خورشید را زمانی دوست دارم که بدانم فردایش تو را میبینم .



دل من ترانه دارد ، غم عاشقانه دارد 

به هوای روی ماهت ، همه شب بهانه دارد . . .



بازدلم یادشمامیکند یادهمان لطف وصفا میکند

این دل بی کینه همیشه تورا

برسر سجاده دعا می کند

گرچه درون دل ماجای توست

بازدلم یادشما میکند