1- امروز پسربچه اي، كه به زور 11 ساله مي نمود، با زحمت داشت به موتورش هندل مي زد و گاهي هم به

رهگذران نگاه مي كرد اما دريغ ازيك آشنا.


كمي آنطرفتر چند نفر نشسته بودند و اين منظره را نگاه مي كردند. جواني از بين آنها برخاست و به طرف موتور

سوار رفت و نگاهي به باك موتور انداخت ديد كه بنزين موتور تمام شده و پسربچه هم نمي داند. به جلو مغازه

برگشت و خواست كه ظرفي پيدا كند تا بنزين به پسر بدهد اما ظرفي پيدا نشد. يكي از آنها كه پيرمرد هم بود از

پسر جوان پرسيد: اين پسر كيست؟ گفت: نمي دانم. پيرمرد گفت: داخل خورجين موتور من يك شيشه خالي

هست بردار و بنزين به او بده. بعد با لبخندي گفت: شايد روزي به درد ما بخورد و همه خنديدند. 


2- روزی صاحب معرفتی به میهمانی می‌رفت. فردي را دید که روی زمین افتاده و به کمک احتیاج دارد. او را بلند

کرد و به درمانگاه رساند و آنجا منتظر ماند تا از سلامتش مطمئن شود. آشنایی او را دید و با لبخند گفت: "حتما

این کار را انجام دادید تا خداوند به شما جایی دیگر صدها برابر پاداش دهد؟"


او پاسخ داد: اینکه خدا پاداش مرا بدهد یا نه به رحمت و حکمت خودش بستگی دارد. اما من به این شخص

کمک کردم فقط چون به کمک نیاز داشت. همین و بس.


3- در يك جمع، شخصي گله مي كرد كه دوره کمک به ديگران سپری شده است. يعني كه روزگار خاطره‌انگیزی

که افراد، فارغ از سود و زیان به همنوعان کمک می‌کردند، كم كم رنگ مي بازد و آدم‌ها به نوعي اهل معامله

شده‌اند. 


آیا ما نيز در رفتار با ديگران اینگونه هستیم؟

اگر كسي نیاز به کمک داشته باشد آیا بدون منفعت‌سنجی برای کمک به او اقدام می‌کنیم و یا دنبال بهانه‌ای

می‌گردیم تا از او دور شويم؟

اگر روابط خود را بر اصل سودجویی بنا نهاده‌ایم، چگونه انتظار داریم در مواقعي كه نیازمند کمک هستیم دیگران به

ماکمک كنند؟

غریبه بودن و تنهایی فراگیری که در جامعه به ظاهر متمدن امروز بین انسانها حاکم شده، چیزی غیر از همین

نگاه سودجویانه نيست. 

اگر در احوال خانواده‌هایی که هنور هم گرد یکدیگر جمع مي شوند و متلاشی نشده‌اند دقت کنید، می‌بینید که

اعضای خانواده ، بی‌هیچ چشمداشتی به يكديگر کمک می‌کنند و زحمت جمع را تحمل می‌کنند، فقط برای اینکه

خانواده ، دور هم جمع بمانند. 

اگر قرار باشد هر کسی از منظر سود شخصي نگاه کند، دیگر هیچ انسانی به داد اشخاص نیازمند نخواهد رسید

و عشق و ایثار هرگز معنای واقعی خود را پیدا نخواهد کرد. يدده ايم كه اشخاص منفعت‌طلب در مقطعی از زمان

به ثروت قابل توجهی دست مي یابند اما در آخر چیزی جز حسرت و تنهایی نصیبشان نمی‌شود.


اگر بدون چشمداشتی به نیازمندان کمک کنيم، خالق هستی نور بصیرت و معرفت را در دلهای ما فروزان خواهد

ساخت و محبت ما را در دل دیگران جاری خواهد ساخت بطوری که در ایام سختی و بحران هرگز تنها نخواهیم

ماند. فقط باید مواظب باشیم که زندگی را معامله نکنیم.

8