اهميت و جايگاه عدالت اجتماعى
لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط (قرآن، حديد /25)
عدالت اجتماعى در انديشه دينى از چنان جايگاه ويژهاى برخوردار است كه هيچ امر ديگرى با
آن قابل مقايسه نيست. اين عدالت برخاسته از عدلى كلى است كه حاكم بر همه چيز است. عدل
به معناى قراردادن هر چيز در جاى خود 1، مبناى همه امورست و خداوند همه چيز را برعدل
استوار كرده است. قيام همه امور به عدل و استوارى همه چيز به آن است. چنانكه در حديث
نبوى آمده است: «بالعدل قامت السموات و الارض» 2 (آسمانها و زمين به عدل برپاست).
در نظام دين نه تنها همه چيز بر عدل استوار است، بلكه عدل مقياس همه چيز است. استاد شهيد
مرتضى مطهرى در اين باره مىنويسد: «در قرآن، از توحيد گرفته تا معاد، و از نبوت گرفته تا
امامت و زعامت، و از آرمانهاى فردى گرفته تا هدفهاى اجتماعى، همه بر محور عدل استوار
شده است. عدل قرآن، همدوش توحيد، ركن معاد، هدف تشريع نبوت، فلسفه زعامت و امامت،
معيار كمال فرد و مقياس سلامت اجتماع است. عدل قرآن، آنجا كه به توحيد يا معاد مربوط
مىشود به نگرش انسان به هستى و آفرينش شكل خاص مىدهد و به عبارت ديگر نوعى
«جهان بينى» است آنجا كه به نبوت وتشريع وقانون مربوط مىشود، يك «مقياس» و«معيار»
قانونشناسى است ؛ و به عبارت ديگر جاى پايى است براى عقل كه در رديف كتاب و سنت
قرارگيرد و جزء منابع فقه و استنباط به شمار آيد. آنجا كه به امامت و رهبرى مربوط مىشود
يك «شايستگى» است، آنجا كه پاى اخلاق به ميان مىآيد«آرمانى انسانى» است، و آنجا كه به
اجتماع كشيده مىشود يك «مسئوليت» است.» 3عدل از چنين جايگاهى برخوردار است، ركن
است و هدف و معيار و مقياس. همه چيز با عدل سنجيده مىشود.
عدالت، اصلى اساسى است كه ارسال رسل و انزال كتب براى آن است. راز مبارزه انبيا است
و هدف اجتماعى - سياسى پيامبران و مصلحان با آن محقق مىشود. جان و حيات همه چيز به
عدل است، چنانكه اميرمؤمنان (ع) فرمود:«العدل حياة»4(عدل حيات است). بدون آن همه چيز
مرده است، دين منهاى عدالت، وسيلهاى است براى به بند كشيدن انسانها در رفتنشان به سوى
حق.
عدالت اصلى بنيادين است كه ملاك تشخيص حق و باطل و مقياس سنجش همه چيز از جمله
«دين» است: «اصل عدالت از مقياسهاى اسلام است، كه بايد ديد چه چيز بر او منطبق مىشود.
عدالت در سلسله علل احكام است نه در سلسله معلولات، نه اين است كه آنچه دين گفت عدل
است، بلكه آنچه عدل است دين مىگويد. اين معناى مقياس بودن عدالت است براى دين.